مدح و وفات حضرت خدیجه سلاماللهعلیها
وقـتـی كه دیـدگـان بـشـر نـاسـپـاس بود تنهـا خـدیـجـه بود كه گـوهـرشناس بود تا سر نهد به پای رسـول امـین ز شوق در بـارگـاه عـشـق، پُـر از الـتـماس بود گـنـجـیـنـۀ مـعـارف ایـمــان و مـنـزلـت آئــیــنــۀ کــرامـت پُــر انـعــكـاس بــود مـال و مـنـال را بـه فــقـیـران مـكـه داد كی در كمند نفْـس و طعـام و لـباس بود خوف و رجای او به ره دین حق گذشت از جاهـلان مـكـه كجا در هـراس بود؟! غفلت نكرد لحظهای از حق، خدا گواست تا آخرین نَفَس به جهـان حـقشناس بود روز وداع خویش « وفایی » از این جهان آزرده دل، به خاطر احـوالِ "یاس" بود |